تقدیم به فرشته کوچک خوشبختی

مینویسم تا در آینده بخوانی و لذت ببری

 

وَإِن یَکَادُ الَّذِینَ کَفَرُوا لَیُزْلِقُونَکَ بِأَبْصَارِهِمْ لَمَّا سَمِعُوا الذِّکْرَ وَیَقُولُونَ إِنَّهُ لَمَجْنُونٌ وَمَا هُوَ إِلَّا ذِکْرٌ للعالمین
 
 
 
 لطفا از وبلاگ شکلکهای امیرمهدی هم دیدن کنید قول میدم خوشتون بیاد اینم آدرسش
 
sheklakestane-amir.niniweblog.com


                                             
از وبلاگ شکلک های امیر مهدی دیدن کنید
 
 
 
 


 

بعد از6 ماه دوری

سلام عشق مامان خوبی زندگیم؟واااای که چقدر دلم واسه نوشتن و این دنیای مجازی و دوستهای گلم تنگ شده بود.ببخش مامان که نتونستم واست بنویسم ولی قول میدم تک تک خاطرات این 6 ماه رو برات ثبت کنم یه سلام ویژه به دوستای گلم میکنم.به اونایی که در نبودم جویای احوالم بودن و بهم کامنت دادن.مرسی مینا جون که همیشه سراغی ازم میگرفتی.راستی مریم جون اومده رشت.امیدوارم که بهتون خوش بگذره.وای اینجا چقدر تغیر کرده.شکلکها کجا رفتن؟ پیداشون کر دم       ماشالا امیرمهدی واسه خودش مردی شده پسرگلم یکشنبه داریم میریم مسافرت انشاالله وقتی برگشتیم واست مینویسم.       ...
5 شهريور 1393

امیرمهدی رفته عقدکنون

سلام پسمل مامان خوبی عشقم؟ پنج شنبه مورخ1/12/92 عقد دخمل دایی بابک بود.ایشالا که خوشبخت بشن.روز جمعه یعنی فرداش عقد دختر عموی بابایی بود که یه خورده ای همچین خجالت کشیدیم بریم با سفرش عکس بگیریم خلاصه اینم شروع اسفند ماهمون بود ایشالا تا آخر این ماه همش بریم عروسی   این عکس زمان نامزدیشون بود خونه دایی بابک   اینم عقدشون اینم مراسم عقد دخترعموی بابایی   نوشته شده:دوشنبه 5/12/92 ...
5 اسفند 1392

اتفاقات خوب بهمن

          سلام پسرم عشقم خوبی خوشی سلامتی(البته به قول خودت.همیشه اینجوری سلام میکنی )   اول از نامزدی دخمل د ایی بابک شروع میکنیم اوایل بهمن بود که نامزد کردن این هفته پنج شنبه جشن عقدشونه انشاالله خوشبخت بشن. روز 21 بهمن دعوت بودیم تالار شرکت نفت به مناسبت 22 بهمن..مهدی یراحی اومده بود وکنسرتهای باحالی اجرا کرد.خیلی خوش گذشت. یه عروسی هم دعوت بودیم که فامیلهای بابایی بودن.عروس خانم شمالی بود وهمه فامیلهاش از رشت و...اومده بودن.همینجوری که حرف میزدن با اون لحجه قشنگشون یاد مینا جون مامان ساقی میوفتادم.چه لحجه بامزه ای داشتن.عروسی هم حسابی بهمون خوش گذشت. ...
28 بهمن 1392

امیرمهدی 27ماهه شد همراه با عروسی وتولد

سلام شاپرک مامان خوبی عشقم؟ بعداز 1ماه اومدم تا برات از خاطرات قشنگت بنویسم.خاطراتی که میدونم بعدها که بزرگ شدی واومدی مطالب وبلاگتو بخونی خیلی برات جالب و بیادماندنی هستن پس اول بریم سراغ تبریک 27 ماهگیت گلم     زمین اون گل رو به دست سرنو شت داد و سر نوشت اون گل رو تو قلب من کاشت تا باغچه خالی قلبم جایگاه یک گل باشد گل یاسمنم تولدت مبارک  قشنگ ترین صدای زندگی تپش قلب توست با شکوه ترین روز دنیا تولد توست پس برای من بمان و بدان که عاشقانه دوستت دارم عزیزم ، نگاهت زیباتر از خورشید ، دلت پاک تر از آسمان و صدایت آرام تر از نسی...
2 بهمن 1392

مسافرت

سلام پسر گلم هفته گذشته دو روز رفتیم آبادان خونه عمه اعظم..... عمه خیلی شما رو دوست داره و همیشه سراغت رو از من میگیره و دوست داره زودتر ببینتت. اونجایی که رفتیم چند بازار قشنگ داشت و من و بابایی چند اسباب بازی خوشکل برات گرفتیم. و بعد دو روز که مهمان خانه عمه  بودیم به خونه خودمون برگشتیم. ای کاش خودت هم بودی و با تو از این مسافرت کوچولو لذت میبردیم عزیزم خیلی دوست دارم.   ...
1 دی 1392

سلام به گلم

سلام به امیر مهدی عزیزم. خوبی نفسم؟ گلکم ،دیشب با هم رفته بودیم عروسی کلی خوش گذشت تمام بچه ها و فامیل ها جمع بودن و کلی بهمون خوش گذشت راستی همه سراغت رو از من میگرفتن دل همه برات تنگ شده ماه من،چشم انتظارتم از خدا می خوام که مراقبت باشه تا یه فرشته هستی حسابی برامون دعا کن یه عالمه دوستت دارم   ...
1 دی 1392

اولین واکسن

روز دوشنبه   مورخ 90/8/9 من همراه بابا مسعود بردیمت بیمارستان شرکت نفت که واکسن ب ث ز را بزنی عزیز دلم خیلی گریه کردی همه رو دستپاچه کردی بهت شیر دادم تا آروم شدی..... فرداش هم بردیمت بهداشت آزمایش تیروِِیید داشتی... زندگیم اونجا از کف پاهات خون گرفتن شما هم خیلی آروم بودی اصلا گریه نکردی اولین بارون زندگیت هم دیدی اون روز هوا سرد شده بود و نم نم بارون میزد   ...
1 دی 1392

امیرمهدی و سومین شب یلدا

                                     شب یلدا شد و میلاد خوش ایزد مهر زایش نور از این ظلمت تاریک سپهر شب یلدا شد و بر سفره دل باده عشق. رخ معشوقه و مدهوشی دلداه عشق شب یلدایتان پرستاره و پرخاطره باد.   شب یلدا شب بزم و سرور است شبی طولانی و غمها بدور است شباهنگام تا وقت سحرگاه بساط خنده و شادی چه جوراست یلدا مبارک امسال چه زیباست شب یلدای من  طولانی ترین شبی که به تو فکر مکینم و از یادآوری نگاه پر مهرت  شب سیاهم لبریز از نور عشق میشود...
1 دی 1392

ماه صفر و روضه خونه مامان جون

سلام پسرم خوبی گلم؟ روز چهارشنبه مورخ 13آذر ماه اولین روز از ماه صفر بود که مصادف بود با روضه خونه مامان جون.خدا رو شکر هر 5 روزش رو رفتیم.ولی یه اتفاقی بدی برات افتاد که به نظ ر خودم معجزه امام حسین بود که .....   م اجرا از این قرار بود: من پارسال به نیت سلامتیت تو روضه مامان جون شله زرد درست کردم.البته من نذر نکرده بودم که هر سال درست کنم.بخاطر همین امسال نمیخواستم درست کنم. یه شب مامان جون بهم گفت امسال هم شله زرد درست کن.منم بدون اینکه حرفمو بسنجم بلافاصله گفتم به من چه مگه من مراد دیدم که هر سال هی درست کنم.مامان جون هم بنده خدا از حرفش پشیمون شد ودیگه هیچی ن گفت.فردا صبحش س...
20 آذر 1392